مينا سعادتمند شهروند ديگري است که در اين باره مي گويد: ما هم مثل اکثر مردم تهران آپارتمان نشين هستيم اما اي کاش نبوديم. اي کاش آن قدر توانايي مالي داشتيم که يک خانه از آن خودمان داشته باشيم حتي يک خانه 40 متري!
اوادامه مي دهد: دختر من امسال کنکور داشت و من و پدرش تمام شرايط را براي درس خواندن او مهيا 1 بوديم اما متاسفانه 1 هاي محترم تمام زحمات ما را به باد دادند.
سعادتمند با بيان اين مطلب گفت: در طبقه بالا ي ما زن و شوهر جواني زندگي مي کنند که چند ماه بيشتر از ازدواجشان نگذشته است. اما متاسفانه در اين مدت کوتاه به اين نتيجه رسيده اند که با هم تفاهم ندارند لذا ما هر شب شاهد دعوا و کتک کاري شديد آنها هستيم و سرو صداي اين دعوا به قدري آزار دهنده است که گويا در خانه ما دعوا مي کنند. صداي شکسته شدن ظروف يکي پس از ديگري و پرتاب وسايل به سمت در و ديوار ما را کلا فه کرده اما کاري از دستمان بر نمي آيد و نمي توانيم به آنها تذکر دهيم چون مسئله اي نيست که بتوان به راحتي مطرح کرد.
او افزود: وقتي سر و صداي 1 آنها بلند مي شود، دخترم عصبي مي شود و هيچ کاري هم نمي تواند انجام دهد. هر راهي را که فکرش را بکنيد امتحان کرده ايم. در گوشهايش پنبه گذاشته اما بي فايده است چون وقتي آنها در طبقه بالا دعوا مي کنند سقف خانه ما به لرزش در مي آيد و بعضي وقت ها واقعا مي ترسيم که سقف روي سرمان خراب شود. او گفت: خلاصه اين روزگار ماست. در نزديکي منزل ما هم کتابخانه اي نيست که دخترم براي درس خواندن در آنجا ثبت نام کند و به ناچار اين وضعيت را تحمل کرد و نتيجه کنکورش هم اصلا مطلوب نبود. اما باز هم کاري از دست من و پدرش برنيامد و حالا دخترم دچار افسردگي شد. اما معلوم نيست چه کسي بايد جوابگو باشد؟!
برچسب:
نویسنده: آرشان یوسفی